بولس سلامه,نويسنده مسيحى معروف  لبنان:"

"نهج البلاغه اثرجاودانه ایست كـه انسـانرابه شناخت انديشه بزرگ علـى وامـیداردو هيـچ كـتـابـى جـز قـرآن بـرآن بــرتــرى ندارد."

-دكترذكي مبارك نويسنده آزاد انديش

من معتقدم انديشه ونظردرنهج البلاغه شهامت ومردانگي وعظمت روح به انسانهاميد هدزيرااين كتاب ازروح بزرگ ونيرومندي صادرشده كه باهمه مشكلات همچون شيرپو لا دين اراده روبروگرديده است."

(برگرفته ازكتاب عبقريه الشريف رضي ج1ص296

-امين نخله(دانشمندواديب لبناني"

ازمن خواستي كه صدكلمه ازميان بليغترين شخص عرب ابوالحسن برگزينم.من رفتم و نهج البلاغه راورق زدم ولي بخداسوگندنميدانستم چگونه صدكلمه ازميان صدهاكلمه بلكه يك كلمه ازبين كلماتش انتخاب كنم.مگراينكه دانه ياقوتيراازكناردانه هاي چون خو دش جداسازم." 

(بنقل ازكتاب حساس ترين فرازتاريخ ص263)

-نرسيسيان(فيلسوف انگليسي:(
"اگرعلي اين گوينده باعظمت امروزدركوفه برمنبرقرارميگرفت شمامسلمانان مشاهده ميكرديدكه مسجدكوفه ازاجتماع مردم مغرب زمين براي استفاده ازدرياي خروشانعلي موج ميزد"                          (بتقل ازكتاب سيماي نهج البلاغه ص50

دكترشبيلي شميل(طبيب ومحقق لبناني:( 

"علي بزرگ بزرگان جهان وتنهانسخه منحصربفرديست كه درگذشته وحال شرق وغرب جهان نمونه اي ماننداورابه خودنديده است"            (بنقل از..امام علي صداي عدالت انساني جورج جرداق ج1ص55)

جرجي زيدان(نويسنده ودانشمندمسيحي مصري)

اگربگويم مسيح ازعلي بالاتراست عقلم اجازه نميدهدواگر بگويم علي بالاتراست دينم اجازه نميدهد"(سيماي نهج البلاغه ص50)

-فؤادجرداق(اديب ونويسنده لبناني):
"هرگاه دشواريهاي زندگي بمن روي ميآورندوازرنج روزگارآزرده ميشوم ازاندوه خودبه آستان علی پناه ميبرم.زيرااوپنا هگاه هردرمانده است.اوبرستمكاران همچون رعدوبر شكست خردگان ياري دلسوزومشفق بود"(بنقل از كتاب"علي وشبهاي خاموشي نخلستان"ص88)

-جانين(شاعرواديب آلماني(:

"علي راجزآنكه دوستش بداريم وشيفته اوباشيم چاره انداريم زيراجوان شريف وبزرگو اري بود.وجداني پاك داشت كه ازمهرباني ونيكي لبريزوقلبش مملوازياري وفداكاري بود ازشيرشرزه شجاعتربودولي شجاعتش آميخته بارقت ولطف ودلسوزي ومهروعاطفه"

بنقل از كتاب.. علي(ع)خورشيدبي غروب ص324

اودرجای دیگرمی گوید:

 نهج البلاغه بامطالبي كه دربر داردميتواندهدفهاي هرنويسنده وگوينده اي راتامين كنددراين كتاب ترغيب تنفرسياست اصول تمدن حقوق متقابل اجتماع و رهبر قوانين عدالت پندونصيحت وجود دارد وهيچ انديشه وخواسته اي بردل انسان نمي گذردجزآنكه بهتروكاملترش دراين كتاب يافت مي شود"(برگرفته از مقدمه شرح نهج البلاغه محمدعبده.     

پروفسورهانري كوربن محقق وشرق شناس معروف فرانسوي:

"نهج البلاغه راازمهمترين سرچشمه هايى معرفى كردكه متفكران شيعه پيوسـتـه از آن سيراب شده انددرقسمتى ازگفتاراو آمده اسـت كـه بـعدازقـرآن واحـاديـث پيامبر اسلام(ص)نهج البلاغه دردرجه نخست اهمـيـت قـرار داردوبطورکلی اين تنهابه قلمرو حيات مذهبي تشيع محدودنيست بلكه تفكرفلسفي شيعه نيزبه آن وابسته است وازآن مايه ميگيرد.ازاينروبايدنهج البلاغه راازمهمترين سرچشمه هايي بشمارآوردكه متفكران شيعه پيوسته ازآن سيراب گشته اند."   

 ازجرج جرداق مسيحي :

"آيادرباره نهج البلاغه تحقيقي كرده اي؟نهج البلاغه كه ازفكروخيال و عاطفه آياتي به دست داده كه تاانسان هست وتاخيال و عاطفه وفكر انساني وجودارد،باذوق بديع ادبي وهنري اوپيوندخواهدداشت.آيات بهم پيوسته و متناسب جوشان ازحسي عميق وادراكي ژرف،بيان شده باشوروشوق وواقعيت وگرمي حقيقت،باميل به شناخت ماوراي اين حقيقت و واقعيت زيبا ونغزكه زيبايي موضوع وبيان درآن بهم آميخته تاآنجا كه تعبيربامدلول و شكل با معناچنان يكي ميشودومتحدميگرددكه حرارت باآتش ونوربا خورشيد وهوابا هوايكي هستند. تو در قبال آن چيزي نيستي مگربه مثابه مردي دربرابرسيل خروشان ودرياي مواج و بادي كه ميوزدوتكان ميدهد...بیانست كه اگربراي انتقادسخن گويد، گويي تندبادخروشانيست.اگرمفسدان راتهديدكندهمچون آتشفشانهاسهمناك وپر غرش زبانه ميكشدواگربه استدلال منطقي بپردازدعقلها واحساسات و ادراكات بشري راموردتوجه قرار مي دهد وراه هردليل وبرهاني را مي بنددوعظمت منطق وبرهان خودراثابت ميكندواگربه راي وتفكرودقت دعوت كند، حس وعقل رادر توهمراه سازدوبسوي آنچه ميخواهدسوق مي دهدونيروهاوقواي تورامتحدميگرداندتاحقيقت راكشف كني!واگر تو راپندو اندرز دهد،مهرو عاطفه پدري وراستي ووفاي انساني و گرماي محبت بي انتها رادرآن خواهي يافت و اگر براي تواز ارزش هستي وزيباييهاي خلقت وكمالات جهان هستي سخن گويدآنهارابا مركبي از نور ستارگان درقلب تو مي نويسدبيانيست بلاغت ازبلاغت و قرآني ازقرآن.بيانيست كه دراسباب واصول بيان عربي، به آنچه كه بوده و خواهد بودوپپوندداردتاآنجاكه درباره آن گفتند:گفتاراو،فوق کلام مخلوق ودون کلام خالق است."                   (برگرفته ازترجمه امام علي صوه العداله الانسانيه ج1صص68-66